اشتغال‌زایی بدون ادعا برای ۱۰۰۰ بانو

از جنس بانوان کارآفرین است که البته ادعایی هم ندارد، بانویی که توانسته به قول خودش از صفر خودش را به اینجا برساند و اینک شبکه گسترده‌ای از اشتغال‌زایی را ایجاد کند.

نامش الهه ضمیری است و 39 ساله؛ می‌گوید دو فرزند دارم؛ کارش هم دوخت سنتی و به ویژه ترمه‌دوزی است و دریغی از آموزش دادن این کار به بانوان ندارد زیرا هدفش در نهایت این است که اشتغال ایجاد کند و تعداد بیشتری از بانوان شهرش بتوانند با فراگیری این حرفه برای خود رزق و روزی بیافرینند.

خانم ضمیری تحصیلاتش دیپلم کامپیوتر است اما به قول خودش زمانی که دیپلمش را گرفت هنوز مانیتورها سیاه و سفید بودند؛ سال 74 دیپلمش را گرفته و از قضا تحصیلاتش با کار و اشتغال امروزش هیچ ارتباطی هم ندارد.

می‌گوید: ابتدا از یک آموزشگاه کوچک در مشهد فعالیتم را آغاز کردم، برای آموزش گرفتن و یادگیری به این آموزشگاه مراجعه کردم و اینک حدود 14 سال است که در کار «ترمه‌دوزی» و دوخت سنتی هستم.

حضور در دل روستا

این بانوی کارآفرین مشهدی خاطرنشان می‌کند: در مجموع در حرفه دوخت‌های سنتی هستم و از همان ابتدا تعدادی از بانوان را نیز آموزش دادم تا وارد این حرفه شوند و برای خودشان درآمدی کسب کنند.

جالب است که خانم ضمیری به عنوان یک کارآفرین دغدغه روستاها و حاشیه شهر را از همان ابتدا داشته و عمده بانوانی که آموزش داده است در زمره بانوان سرپرست خانوار هستند. وی در این باره خاطرنشان می‌کند: آموزش‌هایم را به دل روستا و حاشیه شهر بردم و حدود دو سال در روستاها به آموزش پرداختم و مغازه‌ای را نیز برای این کار اجاره کردم.

بانوی کارآفرین مشهدی پروسه کارش را این گونه برایمان تشریح می‌کند: بعد از اینکه کار را سفارش می‌گرفتم به بانوانی که دوخت سنتی و یا ترمه‌دوزی را به آنها آموزش داده بودم، سفارش می‌دادم؛ پس از مدتی تصمیم گرفتم در مشهد نیز شعبه بزنم و اینجا بود که یک نقطه عطف در کارم ایجاد شد.

خاطره وام 20 میلیونی

خانم ضمیری اشاره می‌کند: پس از مدتی میراث فرهنگی چناران کار بنده را دید و پسندید؛ سپس با این نهاد شروع به همکاری کردم و وامی 20 میلیونی به من تعلق گرفت؛ حدود 8 سال پیش، 20 میلیون تومان وام دریافت کردم و کارم را از این طریق گسترش دادم.

بخشی از گسترش فعالیتم نیازمند «چرخ‌های صنعتی» بود و از قضا از طریق این وام، کارگاه فعالیت‌هایم را در «گلمکان» گسترش دادم؛ پس از مدتی به این نتیجه رسیدم که برای بازار در این شرایط کار کردن فایده ندارد زیرا با قیمت ناچیز کار را خریداری می‌کردند و از عهده هزینه‌ها برنمی‌آمدم و تصمیم گرفتم «صفر تا صد» کار با خودم باشد و از این طریق تولیدات زیاد شد و در نمایشگاه‌ها شرکت کردم.

وی ادامه می‌دهد: نمایشگاه‌ها عمدتا هزینه‌بردار بوده و هست؛ در مشهد و خارج از استان در نمایشگاه حضور پیدا می‌کردم؛ برای حدود 200 خانوار از این طریق اشتغال‌زایی ایجاد شد و سپس پایگاه خیاطی را راه‌اندازی کردم و کار ترمه و دوخت لباس محلی و مانتو و شلوار را دنبال کردیم.

بانوی کارآفرین مشهد خاطرنشان می‌کند: روال کار بسیار خوب بود و تمامی مدارک و مجوزهای لازم را دریافت کردم؛ مجوز فنی و حرفه‌ای نیز دریافت کردم و اکنون نیز همین کار را صورت می‌دهم و بازار کار در اختیار خودم است؛ تمام بچه‌ها کارشان را دنبال می‌کنند اما همواره باید سرمایه‌ای داشته باشم تا دستمزدها را بدهم زیرا تمامی مواد اولیه را شخصا خریداری می‌کنم.

خانم ضمیری می‌گوید: در حال حاضر سه مکان را برای این کار اجاره کرده‌ام و خداراشکر اشتغال‌زایی خوبی صورت گرفته است اما تمام درآمدم را صرف اجاره می‌کنم؛ غرفه‌هایی که شرکت می‌کنم را نیز اجاره می‌دهم و امیدوارم حداقل غرفه‌ها را رایگان در اختیارم بگذارند؛ تمام بانوانی که با بنده کار می‌کنند تحت پوشش کمیته امداد و بهزیستی و سرپرست خانوار هستند و امیدوارم کمکی به بنده صورت بگیرد.

گسترش فعالیت

وی اما نقشه‌های متعددی نیز برای گسترش کار دارد و البته به گفته خودش معتقد است هر گسترشی هم که به کارش بدهد در نهایت به سود بانوانی است که با وی فعالیت و همکاری می‌کنند.

می‌گوید: پیگیر صادرات و دنبال کارت بازرگانی هستم تا از این طریق ضریب اشتغال‌زایی را افزایش دهیم زیرا در داخل قدرت خرید کمتر شده است.بخش زیادی از بانوان چناران و گلبهار و ساغروان و همت‌آباد را آموزش داده‌ام و جایی نبوده که برای آموزش نرفته باشم و انتظار دارم با این شرایط مورد حمایت قرار گیرم؛ سرمایه اولیه را دارم اما در زمینه فروش و صادرات درخواست حمایت دارم.

از وی می‌پرسم تخمینی هم از اشتغال‌زایی که ایجاد کرده دارد یا نه که می‌گوید: از ابتدایی که شروع کردم شاید بالغ بر 1000 نفر را بیشتر آموزش داده‌ام؛خانواده‌های زیادی در حاشیه شهر هستند که از این محل نان می‌خورند اما اگر برنامه تولید خوب پیش برود منبع درآمدی خوبی ایجاد می‌شود. خودم از صفر و با 50 هزار تومان سرمایه شروع کردم. اقساط وامم را دادم و تنها چیزی که باقی مانده برایم همان 20 میلیون وامی است که داده‌ام.

برای پایان مصاحبه از این بانوی کارآفرین می‌خواهم خاطره‌ای شیرین از دوران فعالیت اشتغال و کارآفرینی‌اش بگوید و او هم بلافاصله پاسخ می‌دهد: خاطره شیرین: روزی خانمی نزدم آمد و گفت حتی سوزن هم نمی‌تواند دستم بگیرد اما گفت واقعا به بحث مالی احتیاج دارم؛ ترمه‌دوزی را در  8 جلسه به وی آموزش دادم و یک کار بسیار تمیز در پایان آموزش به من تحویل داد و برایش اصطلاحا «آب باریکه‌ای» باز شد و حتی از همین محل نیز به گفته خودش به کربلای معلی مشرف شد./تسنیم

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن