کد قفل کردن راست کليک

اجتماعییادداشت

چرا در آموزش و پرورش شاهد قربانی منابع انسانی هستیم؟

علی رضا اسلامی‌نژاد: در دانش مدیریت روز دنیا؛ راه بهبود و نجات سازمانها را منابع انسانی و سرمایه های فکری آنها و اعتقاد به تحول آفرینی می دانند.

تحولات سریع دنیای مدرن امروزی، دیر یا زود چهره‌ی سازمان‌ها را نیز تغییر می‌دهد، هر چند کروناویروس نیز بخشی از تغییرات ناخواسته را ایجاد کرد، در این ایام مهم‌ترین هنر مدیران ارشد سازمانها، #رهبری مؤثر سازمان متبوعشان در طول دوران گذار و عدم قطعیت است.

نیک می دانیم مدیران، قبل از آنکه هدایت تحول سازمان را بر عهده بگیرند، باید نخست خودشان #تحول را آغاز و تجربه کنند و البته این کار نیاز به شجاعت تغییر دارد، شجاعت رهاشدن از وضعیت موجود و آغاز راهی بهتر تا رسیدن به نقطه مطلوب.

در این یادداشت اشارتی کوتاه خواهم داشت بر مواردی که مدیریت #منابع_انسانی را در دستگاه پهن پیکر آموزش و پرورش دچار لغزش و انحطاط می کند و خروجی و نتیجه آن؛ عدم بهره وری و فقدان #شایسته_سالاری در سازمان خواهد شد.

۱⃣ بنگاههای #سیاسی که اتفاقا در آموزش و پرورش سیاست زده ما، این آیتم با ظهور و بروزش هیچ مجالی برای رشد نیروی انسانی شایسته نمی دهد و شوربختانه فعالان ستادهای انتخاباتی هدایت منابع انسانی را برعهده می گیرند و نیروی انسانی نیز ناگزیر، دوام و زوال خویش را در همین ستادها می جوید.

۲⃣ عدم فرصت حضور و مجال برای نیروهای جوان، کارآمد و جدید که بدلیل بحران #اشتغال، عملا امکان عرض اندام ندارند یا در صورت وجود نیز در هیاهوی پادوهای ستادهای انتخاباتی گم می شوند.

۳⃣ دانشگاههایی که باید نیروی انسانی تربیت کند بجای کیفیت گرایی، کمیت گرا شده اند و نهایتا فارغ التحصیلانی بدون مهارتی وارد اجتماع می کنند که در نقش #منابع_انسانی سازمانها نمی توانند ایفای نقش کنند.(البته این آفت نیز حاصل کنکورگرایی و حافظه محوری ساختار آموزشی ما است که فرزندانمان را در این سیستم با بدنهایی نحیف(مهارتهای زندگی) و سرهایی بزرگ(محفوظات علمی) بزرگ کرده ایم.)

۴⃣ سیستم مدیریتی که براساس آزمایش و خطا اداره می شود و فردی صفر کیلومتر را در چرخه مدیریت قرار می دهد که عموما فرجام نیکی ندارد و نهایتا مدیریت سازمانها نه براساس دانش مدیریت که طبق نگاه بازیگران قدرت و فعالان #ستادهای_انتخاباتی اداره می شوند.

۵⃣ ویروس منحوس #کرونا و شرایط بحرانی اقتصادی موجود نیز باعث شده اولویت فعلی بسیاری از سازمانها، منابع انسانی نباشد بلکه رفع نیازهای اولیه مالی و پرداخت بدهیها در اولویت قرار گیرد.

۶⃣ شایسته سالاری و #تعارض_منافع نیز دو کلیدواژه و پارادوکس مهم هستند که هرگز در چله اول انقلاب حل نشدند و امید داریم در گام دوم انقلاب و با میدان داری جوانان تحقق یابند تا بتوانیم در ساختار اداری شاهد تصمیم سازانی باشیم که نه براساس منافع فردی و حزبی خود بلکه براساس منافع سازمان، دانش اموزان و نیروی انسانی و مردم تصمیم بگیرند.

تجربه حداقلی اداری بنده در حوزه مدیریت پایه و میانی بر من ثابت کرده است که برای همیشه نمی توان افکار عمومی را فریب داد.
وقتی مردم به یک #مدیر_میدانی، شجاع، پاکدست و عملگرا اعتماد می کنند بدلیل شفافیت، درستی ذاتی، کارنامه عملکردی و برنامه های عملیاتی وی است که باعث می شود کارکنان و زیرمجموعه ایمان بیاورند که مدیر مجموعه شان برای منافع انها و سازمان مبارزه می کند و آنچه را که می گوید انجام می دهد و قوانین را در مسیر منافع سازمانی تعریف می کند.

نکته پایانی اینکه؛ در سازمانهای نسل جدید و در حال تغییر امروزی؛ مدیرانی موفق خواهند بود که باورمند به اصل تغییر باشند و هماره به تفکرات جوانان با استعداد معتقد باشند زیرا؛ این نیروها بیشتر از همه با واقعیات زندگی امروزی، دنیای پیچیده فن آوری، چالش ها و چشم اندازهای فردای سازمان ارتباط دارند.
بنابراین و حسب منویات مقام معظم رهبری در بیانیه #گام_دوم_انقلاب؛ امید داریم تصمیم گیران به جوانان نگاهی نو و اعتمادی ویژه داشته باشند تا بتوانیم با امیدآفرینی، اعتماد مردمی به نظام را تقویت و با ساختار اداری پویا و پرانرژی در مسیر ایجاد #تمدن_بزرگ_اسلامی حرکت کنیم، کما اینکه در مقاطع مختلف و حساس پیروزی انقلاب، دفاع مقدس و دوران تحریم هر جا که به جوانان اعتماد کرده ایم، اتفاقاتی نیک و مبارک رخ داده است.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

blank
دکمه بازگشت به بالا
Translate »

جلوگیری از کپی کردن مطالب

Adblock رو غیر فعال کنید

لطفا برنامه یا افزونه بلاک تبلیغات خود را غیر فعال کنید سپس رفرش کنید